ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

997

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

هنگام خواب گزار « معبر » مىانديشد و به قوت تشبيه يقين مىكند كه دريا صورتى محسوس است و صورتى ادراك شده در ماوراى آن است و آنگاه بقراين ديگرى كه آن صورت را براى او تعيين مىكنند بحقيقت رهبرى مىشود . و مىگويد مثلا تعبير آن شاهنشاه است ، زيرا دريا آفريده‌اى عظيم است كه تشبيه سلطان بدان مناسب است و همچنين تشبيه مار به دشمن به علت بزرگى زيان آن متناسب مىباشد و به همين قياس ظروف را به زنان تشبيه مىكنند ، زيرا آنها هم بمنزلهء ظروف‌اند و امثال اينها . و برخى از خواب‌ها آشكار هستند و به علت روشنى و وضوح يا نزديكى مناسب ميان صورت ادراك شده و شبه آن نيازى بتعبير ندارند و به همين سبب در « صحيح » آمده است كه رؤيا بر سه گونه است : نخست از جانب خدا و دوم از جانب فرشتگان و سوم از سوى شيطان . و بنابر اين رؤيائى كه از جانب خداست همان نوع صريح و آشكارى است كه هيچ نيازى بتأويل ندارد . و خوابى كه از جانب فرشتگان است ، رؤياى صادقى است كه نياز به تأويل دارد و آنچه از جانب شيطان است همان خواب‌هاى پريشان است . و نيز بايد دانست كه هر گاه روح ادراك خود را به خيال بسپارد خيال آن را در قالب‌هائى مىريزد كه براى حس مأنوس و عادى باشد و آنچه را حس هرگز ادراك نكرده باشد [ در قالبى ] [ 1 ] البته آن را به هيچ رو هم تصوير نخواهد كرد . و بنابر اين ممكن نيست كور مادرزادى سلطان را به دريا و دشمن را به مار و زن را بظروف تجسم دهد ، زيرا او هيچ يك از اين مفاهيم را درك نكرده است . بلكه خيال او امثال اينها را در شبيه و مناسب آن از جنس ادراك خويش كه عبارت از شنيدنىها و بوئيدنيهاست تصوير مىكند و بايد خوابگزار خود را از اين گونه امور حفظ كند ، زيرا چه بسا كه تعبير بر او مشتبه مىشود و در هم مىآميزد

--> [ 1 - ) ] از چاپ « پ » و نسخهء خطى « ينى جامع » .